حادثه گذرگاه سالنگ نمادي از ناكارايي و بي تفاوتي دولت در قبال شهروندان
دولت فعلي افغانستان كه در ظاهر بر پايه يك نظام دموكراتيك با پايه هاي وسيع كه در آن ارزشهايي مانند حقوق بشر، عدالت اجتماعي، مشاركت همگاني و انكشاف متوازن و دهها اوصاف و مفاهيم فريبنده ديگر بعد از موافقت نامه بن شكل گرفت، متاسفانه بعد از دوره كوتاهي نه تنها در راستاي تحقق اين ارزشها كاري نكرد بلكه با رويكرد هاي مصلحت اميز و غير عقلاني در مسير تحقق ارزشهاي قومي، قبيله اي و سياسي راه را به بيراهه رفت و اكنون درگير بحرانهاي متعددي از همه طرف است كه يكي از اين معضلات بيزاري و عدم اعتماد مردم به دولت مي باشد.
طي هشت سال گذشته اين دولت ناكارا نه تنها در ايجاد زيرساخت هاي اقتصادي كشور گامي موثر برنداشت بلكه از حفظ و نگهداري زير ساخت هاي از قبل ساخته شده نيز كوتاهي نمود. گذرگاه و تونل سالنگ كه شمال و جنوب افغانستان را با هم وصل می كند حدود 3950 متر از سطح دريا ارتفاع دارد، به همت دولت وقت و كمك مالي و تخنيكي اتحاد جماهير شوروي در سال 1964 ميلادي به طول 2.6 كيلومتر ساخته شد ویكی ازنمونه های عالی مهندسی در قاره آسیاست. اين تونل تا سال 1973 مرتفع ترين تونل در جهان بود كه بعدا در امريكا تونل همپايه آن به يادبود ايزنهاور در كوههاي راكي با تفاوت ناچيز از حيث ارتفاع و طول ساخته شد . هدف از احداث این تونل ، كوتاه و آسان ساختن سفر بين شمال و جنوب افغانستان بود كه روزانه هزاران تن از هموطنان ما از دو سوي اين تونل رفت امد مي كنند. اما بد بختانه از روزي كه شالوده نظم و انظباط سازمان دولتي و اجتماعي در افغانستان به هم خورده و ناملايمات سياسي و اجتماعي اوج گرفته است نه تنها كه تونل سالنگ بلكه دهها نمونه دگر از زير ساخت هاي اقتصادي اين كشور از قبيل فابريكه ها، صنايع، نهر ها و معادن مورد بي مهري قرار گرفت و از دست رفت.
گذرگاه و تونل سالنگ تنها يكي از دهها گذرگاهها و راههايي پر خطر درسطح افغانستان است كه در آن مردمان زيادي سالهاي سال درزمستان ها در اثر برف كوچ و يا حادثات ترافيكي ناشي از خرابي سرك ها جان هاي شان را از دست مي دهند. اما شاهراه سالنگ كليدي ترين و مهمترين و پر رفت امد ترين آنهاست. اين گذرگاه در روزهاي عادي محل رفت امد صد ها نوع موتر هاي باري و مسافربري و تيز رفتار مي باشد و هزاران نفر در روز از اين معبر به سمت هاي شمال و جنوب كشور مسافرت مي كنند. اما سوالهاي اصلي در اينجاست كه نهاد هاي موسوم به كميته اضطرار در برابر حوادث طبيعي و يا هم اداره ويژه حفظ و مراقبت سالنگها كه در تركيب تشكيلات دولت ايجاد شده اند و امكانات و منابع دولت را به مصرف مي رسانند تا چه اندازه از ظرفيت و كارايي لازم جهت پرداختن به اين گونه حوادث برخوردار مي باشند؟
وقتي كه اداره ويژه حفظ و مراقبت از سالنگها را داشته باشيم و شخصي با رتبه جنرالي در راس آن قرار داشته باشد چگونه مي توان بروز چنين حادثه هولناكي را با اين وسعت توجيه كرد؟ آيا اداره مربوطه داراي تجربه و دانش كافي از اوضاع جوي سالنگ مي باشد؟ در صورت داشتن تجربه و معلومات كافي آيا اين اداره نمي تواند به كمك دستگاههاي هوا شناسي و تجربه مردمان محلي برف باري و طوفان ها را در آن نقطه پيش بيني كند؟ آيا امكانات اين اداره در صورت بروز حوادثي مثل فاجعه فعلي كافي است؟ آيا اداره مربوطه به لحاظ احتياط چنين حادثه اي را هرگز پيش بيني كرده بود؟ آيا معيارهايي براي اخطاريه در شرايط گوناگون جوي در نظر گرفته شده است؟ اگر معياري وجود دارد چرا در هر دو سوي تونل صد ها موتر با وجود برف باري سنگين و طوفان باد پشت سر هم رديف شده و در حال توقف به سر مي بردند و در صورتي كه معياري وجود نداشته باشد پس فلسفه وجودي اداره مربوطه چيست؟ چه كسي مسوليت ضايعه جان و مال مردم را به عهده مي گيرد؟ در نبود چنين اداره اي يك شركت خصوصي هم مي تواند با داشتن چندين لودر و بلدوز و برف كش، طي قراردادي، برف هاي رانده شده بر سركها را پاك كند.
داشتن يك اداره فقط در حد نام كافي نيست. يك اداره بايد از كارايي و كارامدي و امكانات كافي نيز برخوردار باشد تا بتواند در برابر حوادث واكنش نشان دهد و مسوليت بگيرد. قرار گزارشها و چشمديد شاهدين عيني گيرماندگان در برف كوچ مكررا تقاضاي سوخت و مواد غذايي مي كرده اند ولي هيچيك از اين كمكها به موقع به آنها نرسيده و تنها در روز دوم حادثه كمكهايي به بعضي از گيرماندگان در برف رسيده است. چنين سهل انگاريهاي دولت در قبال شهروندانش اين نكته را مي رساند كه مديريت حوادث و حالات اضطراري دولت مانند ديگر بخش ها كاملا فرسوده و فلج مي باشد و نياز بازنگري و توجه اساسي و جدي دارد.
فاجعه سالنگ در نوع خود بي سابقه است و دولت و ارگانهاي مربوطه تا حد زيادي مسئول وسعت اين فاجعه مي باشند. تمامي شهروندان از حق كافي و لازم برخوردار هستند تا دولت را در اين مورد مسئول دانسته و طلب غرامت كنند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر